![]() |
![]() |
|
| " عسلی من " |
|
روزهای ماندنی گذشته... شبهای بی مهتاب مانده... کوچه ها صدای پاهای آشنا را تکرار نمی کنند... ساعت ها تند می دوند... و ذهن فاتح من... بالاخره به زانو در آمده... سیاهی فراگیر... صداها مبهم... و قلب ساده من...دیر گاهی ست که لال شده... کنارت بودم ، رفتم ، گریه کردی... نگاهت کردم، گریه کردی... خیره شدم ، هق هق کردی... ماندم ، نبودم ،دیوانه شدی... امشب تمام خاطراتمان را تا صبح مرور میکنم... نمیدانم چرا تمام نمیشود...!! آرزوهامان را خاک خواهم کرد... دلم تنگ است دلم برای تو تنگ است و برای بازی های کودکانه... کلاغ پر... پژمان پر... عسل پر... 7 سال عشق پر... خوشبختی ( ات ) پر... و باز مثل همیشه تو تا انتها میروی و خودت تمام میشوی... حماقتت راکه داری... +دختری که دوستش نداری... دلم برای کسی تنگ است دلم برای کسی تنگ است رفت ...... و پایان داد کسی .... کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود امشب شب توست عزیزم عروسی ات مبارک...
پ ن : لطفا این باخت را هم به باختهایت اضافه کن...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 12:29 توسط عسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نوشته ها وننوشته هایم برای تو......
بگو که گل نفرستت کسی به خانه ی من که عطر یاد تو پر کرده آشیانه ی من تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی به جای ماه تو پرتو فشان به خانه ی من به شوق روی تو من زنده ام خدا داند برای زیستن اینک تویی بهانه ی من |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 |
|
RSS
|